تبليغاتX
طبیعت و عشق
طبیعت و عشق
به نام خداوند کوه و دمن ......... که جز مدح خالق نیاید زمن
به خودمان بیاییم

 

ديروز شيطان را ديدی. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط اسماعیل در شنبه 1386/12/18 ساعت 9:54 |

delnobahar